اولین سفر بردیا با هواپیما
بابا رفته بود سرکار منو تو میخواستیم بریم خونه مامانجون(مامان)تهران
عمو ما رو برد فرودگاه .
فرودگاه اصفهان یکم دور تو هم خسته شده بودی نق میزدی تو ماشین
تو فرودگاه مامان ابروم بردی خیلی گریه کردی من خیلی ناراحت شدم فکر
کنم از شلوغی جمعیت ترسیدی.
زمانی رفتیم تو هواپیما که دیگه هواپیما گذاشتی تو سرت از بس گریه کردی
گرمت بود بلاخره ارومت کردم و خوابیدی تا رسیدیم.بابا جون اومده بود فرودگاه دنبالمون.
تهران که بودیم خیلی پسر خوبی بودی خاله تا از کلاس میامد بات بازی میکرد
با مامان جون وبابا جون میرفتی بیرون .
دایی میبردت پیش دوستات خلاصه خیلی بهت خوش گذشت.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


اولین سفر بردیا با هواپیما
